شدیم چهار نفر!
سلام پسر نازم.مامان خیلی بد قول شده،ببخشی گلم.قرار بود پست بعدی عکسات باشه که نشد.
این روزا درگیر کارای خونمون هستیم.بالاخره تونستیم خونه بخریم.آخر ماه هم باید اسباب کشی کنیم.
ولی اصلا حوصله اسباب کشی ندارم.
خیلی دوس دارم زودتر عکساتو بذارم.ولی نمیشه.
پسر نازم چند وقت پیش من و بابایی تصمیم گرفتیم که یه نی نی به جمعمون اضافه بشه.روز یازده فروردین متوجه شدم که یه نی نی کوچولو داریم.
بعد از تعطیلات آزمایشا و سونوگرافی رو انجام دادم که فهمیدم حدود یه ماه و نیمش هست.
تا همین چند وقت پیشم به کسی نگفتیم تا از سلامتش مطمئن بشیم که خدا رو شکر همه چی خوبه.
هر وقت با شما از نی نی حرف میزدیم میگفتی آجی دوس دارم.آجی میخوام.یهو بی مقدمه وسط بازی میگفتی آجی دوس دارم!
خودمم حدس میزدم دختر باشه.هرچند که اوایل ترجیح میدادم پسر باشه تا بشه همبازیه شما.ولی مدتی با این فکر که شاید دختر باشه،به دخترم خو گرفتم.
دیروز رفتم سونو غربالگری مرحله دوم(شنبه پنجم تیر).خدا رو شکر همه چی خوب بود.یهو خانوم دکتر گفت دخمله!!!نیشم حسابی باز شد.وقتی سر شما هم رفته بودم سونو،با اینکه دوس داشتم نی نیم دختر باشه،گفت پسری،نیشم تا بناگوشم باز شد!
قربونتون برم من.
دوس داشتم جفتتون نیمه اولی و شهریوری باشین.ولی هر دوتون زمستونی شدین فسقلیای من.
خواهر کوچولوت قراره هفده آذر بیاد تو جمع خونوادمون.
سوم تیرم اولین تکوناشو خورد این مهمون کوچولومون.
الهی من به فدای پسر شیرین و حسابی شیطونم.
فاصله سنیتونم میشه دو سال و هشت ماه.
فداتون.



شدیم چهار نفر! 


